سلام جینگیلیای من
سلام دوست جونام. شرمنده ام که دیر اومدم .
خوبید؟
آخه خودتون که میدونید دم عیده و خونه تکونی و ازاین حرفا. سیستم رو هم جم کرده بودم تازه وصلش کردم.
چه خبرا؟ دلم واسه همتون تنگیده بود به جون خودم.
گفتم بهتون یه گیتار الکتریک خریدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قبلیه کلاسیک بود ، دلم نیومد بفروشمش ، نگهش داشتم واسه یادگاری. آخه اولین گیتارم بود و کلی خودمو کشته بودم تا واسم خریدن.
نمیدونم باورتون میشه یا نه ولی من عاشق گیتار بودم و هستم. تنها عشق منه.تو این دنیا کمتر کسی پیدا میشه که به دوستش وفادار بمونه و باهاش برای همیشه بمونه.
منم تنها چیزی که واسم مونده همین گیتارمه که همیشه باهامه هیچوقتم دعوا نمیکنیم و همدیگرو اذیت نمیکنیم.
حالا فکر نکنید دیوونه شدما عقلم هنوز نپریده
وای نمره هامون نمیاد اعصابم داغون شده همش استرس نمره هامو دارم. امروزم داشتم ناهار درست میکردم دستمو سوزوندم. انقده میسوزهههههههههههههههههههههههههههه.
این ترم عزممو جزم کردم که بکوب درس بخونم و نمره های آخر ترمم خوب بشه. واسم دعا کنید این اراده همینجوری بمونه و ۲ روز دیگه نپره.
راستی ولنتاین کادو گرفتید؟ هیشکی واسه من ولنتاین کادو نگرفت ، تهنای تهنا بودم . انقده دلم گرفته بوووووووووووووووووووووووووووووود.
چند روز پیش با دوست جونای دانشگام رفتیم دانشگاه بعدش رفتیم ولیعصر سفره خونه سنتی که چیپس و پنیر بخوریم کلی خندیدیم و مسخره بازی در آوردیم و اومدیم بیرون که رو پله ها من دیوونه پام گیر کرد و افتادم و لبم خورد به کفش دوستم و خون اومد درجا کبود شد. انقده درد میکرد. نمیدونید که !!!!!!!!!!!! خیلی بد بود.
دیروزم با ۲ تا از همون دوست جونام رفتیم دانشگاه من مجبور شدم گیتارمم ببرم که از اونجا برم جمهوری که آقاهه که ازش گیتارو خریده بودم یادم بده چجوری صداشو از کامپیوتر در بیارم خلاصه تو دانشگاه کلی این پسرای پررو مسخرم کردن. رفتیم کلاس کمکهای اولیه هم اسم نوشتیم که تابستون بریم آمپول زنی یاد بگیریم. بعدش رفتیم جمهوری ، آقاهه نبود اونیکی آقاهه گفت ۲ ، ۳ ساعت دیگه بیاین. ما هم موندیم چیکار کنیم چیکار نکنیم رفتیم یه رستوران باحال نشستیم جیبامونو خالی کردیم هرچی پول داشتیم دادیم غذا لمپوندیم.
حالا سیر شده بودیم کلی هم وقت داشتیم رفتیم باغ سپهسالار کفش ببینیم. وایسادیم کفشای بچه هامونو انتخاب میکردیم قربون صدقش میرفتیم همه هم بهمون میخندیدن. بازم کلی وقت داشتیم رفتیم دوباره دانشگاه و تو حیاط دانشگاه طبق معمول به تفریح همیشگی رسیدیم.
میدونید تفریحمون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با تلفن همگانی دانشگاه زنگ میزنیم پسرارو سر کار میزاریم. خیلی حال میده . امتحان کنید.
همشونم پسرایی هستن که قبلا بهمون شماره دادن.
خوب حالا به جای حساسش رسیدیم ما از صبح داشتیم ول میگشتیم که آقاهه بیاد گیتارو یاد بده رفتیم مغازه آقاهه گفت سی دیه گیتارو بده با اعتماد به نفس کامل پاکت سی دی رو در آوردم دادم بهش باز کرده میگه این که خالیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیگه مارو میگی فقط اون لحظه خندمون گرفت ولی انقدر عصبانی شدم که از صبح گیتار به اون سنگینی رو انداختم شونم دارم میچرخونم. خلاصه قراره فردا دوباره باز گیتارو با سی دی ببرم مغازه.
خیلی خنگم . نه !!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کلاسای دانشگاهم که شروع شده از این به بعد باید بریم دانشگاه. اونوقت دختر پسرا هی عشقول میشن ما هم باید حسرت بخوریم که دوست جون نداریم. میبینید تو رو خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سرتونو بیشتر از این درد نمیارم. من بازم میاماااااااااااااا. مطمئن باشید. درسته بی وفا شدم و دیر دیر میام ولی بالاخره میام دیگه. ![]()
بازم عکس دخمل کوچولومو گذاشتم.آخه تو پستای قدیم بود که رفت تو ثبت موقت و الآن دیگه نیست.
ببخشید دیگه من رفتم



